
عشق آمد و دنیای دل را زیر و رو کرد
عشق آمد و با دل هزاران گفتگو کرد
عشق آمد و آرامش دل را به هم زد
عشق آمد و این بی قراری را رقم زد
عشق آمد و دل را از راه خود به در برد
عشق آمد و شور جوانی را ز سر برد
عشق آمد و بنیاد ما را داد بر باد
عشق آمد و با غصه دل را آشتی داد
عشق آمد و صحرای دل را آتشین کرد
عشق آمد و گلبرگ شادی را وجین کرد
ای عشق دنیایت خراب آباد بادا
ای عشق بنیانت به دست باد بادا
ای عشق ، خاکستر شدیم از آتش تو
افروختیم از شعله های سرکش تو
ای عشق نفرین بر تو و بر نابکاریت
بیزارم ای دل از تو ، از بی قراریت